محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
583
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
ببهشت و تا كند كار ؟ ؟ ؟ نكيد را ( ؟ ) كافر و منافق را برخى ازان بر برخى افكند ، پس درهم نشاند آن همه را بجمله ، پس كند آن را انداخته در دوزخ ، ايشانند ايشان آن زيان كاران « 1 » * 38 - بگو يا محمّد مر آن كسها را كه ناگرويد شدند اگر وايستند از كفر و شرك بيامرزند ايشان [ را ] آنچه بدرستى گذشته است از گناهان گوناگون ؛ و اگر باز گردند واحرب پس بدرستى كه گذشته است و برفتست نعت و سيرت « 2 » پيشينگان كه خداىشان عذاب كردى چون پيغامبر بدروغ داشتندى * 39 - و كارزار مىكنيد وا ايشان تا نباشد و بنه ماند در مكّه و جز از آن آزمون « 3 » كفر و تا ببود دين و عبادت و فرمان بردارى همه آن مر خداى عزّ و جلّ را ، پس اگر وايستند « 4 » از كفر پس حقّا كه خداى است بدانچه مىكنند از نيك و بد بيناى و داناى * 40 - و اگر برگردند از ايمان و طاعت پس نيك بدانيد كه خدايست يار و نگاهدار ، و بار خداى شما اى نيكا و دوستا و بار خدايا و نيكايارا و نيرو كننده وادارنده دشمنان را از شما * « 5 » 41 - و نيك مىدانيد كه آنچه غنيمت ياويد شما از چيزى پس حقّا كه خداى [ را ] بايد كه بود پنج يك آن و مر پيغمبر عليه [ السّلام ] و مر خداوند خويشاوندى را و مر بىپدران را كه از اهل بيت نباشند ،
--> ( 1 ) - تا جدا كند خداى پليدى را از پاكيها و كند پليدى را برخى از آن بر برخى ، بر هم نهد آن را همه كند او را اندر دوزخ ، ايشانند ايشان زيان كاران . ( خ ) ( 2 ) - نهاد . ( خ ) - راه و نهاد . ( صو ) - رسم و عادت . ( نا ) - ترجمهء : « سنة » ( 3 ) - آزمايشى . ( خ ) - آشوبى يعنى كفر . ( صو ) ( 4 ) - باز شوند . ( خ . نا ) ( 5 ) - كه خداى خداوند شماست نيك خداوندست و نيك يار . ( خ )